م
مولانا رومی
۶۰۴ – ۶۷۲ ه.ق | بلخ / قونیه
مثنوی
عرفان
غزل
دیوان شمس
درباره مولانا
جلالالدین محمد بلخی، معروف به مولانا و مولوی، یکی از بزرگترین شاعران و عارفان ایرانی است. در بلخ (افغانستان امروز) به دنیا آمد و سالها در قونیه (ترکیه امروز) زیست. ملاقات با شمس تبریزی زندگی او را دگرگون کرد.
مثنوی معنوی او، که در شش دفتر سروده شده، یکی از عمیقترین آثار عرفانی بشر است. دیوان کبیر (دیوان شمس) نیز شامل هزاران غزل سوزناک و پرشور است.
آثار اصلی
- مثنوی معنوی (۶ دفتر، ~۲۵۰۰۰ بیت)
- دیوان کبیر / دیوان شمس
- فیه ما فیه (نثر)
- مجالس سبعه
- مکاتیب
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
مولانامثنوی معنوی — دفتر اولقرن هفتم
آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد
مولانامثنوی معنوی — دفتر اولقرن هفتم
نی حریف هر که از یاری برید
پردههایش پردههای ما درید
مولانامثنوی معنوی — دفتر اولقرن هفتم
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
هر که بیروزیست روزش دیر شد
مولانامثنوی معنوی — دفتر اولقرن هفتم
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
مولانامثنوی معنوی — دفتر اولقرن هفتم
بند بگسل باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر
مولانامثنوی معنوی — دفتر اولقرن هفتم
عشق را هفتاد و دو ملت بهانه
عاشقان را ملت و مذهب جدانه
مولانامثنوی معنوی — دفتر دومقرن هفتم
روز برفت و شب دررسید
عمر گذشت و کس نپرسید
مولانادیوان شمسقرن هفتم
ما چه بودیم و چه شد حالت ما
از کجا آمدهایم آخر کجا
مولانادیوان شمسقرن هفتم
درد عشق است و دوای دیگری نیست
درد درمانگر بود دارو کجا
مولانادیوان شمسقرن هفتم
خاموشی دریای علم است و کلام
چون کف دریا و دریا خود تمام
مولانامثنوی معنوی — دفتر چهارمقرن هفتم
آنچه را فردا همیخواهی تو جست
آن بجو امروز زیرا فرصت است
مولانامثنوی معنویقرن هفتم
ما سماعی را نه از بهر هوا
بلکه از بهر خدا داریم ما
مولانامثنوی معنوی — دفتر اولقرن هفتم
همچو آتش مردهام من بر سرت
زنده گردم گر بیاری آذرت
مولانادیوان شمسقرن هفتم
من کجا بودم عجب کو بود من
در دل و در جان بود جانانه من
مولانادیوان شمسقرن هفتم
هر که را اسرار حق آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند
مولانامثنوی معنوی — دفتر اولقرن هفتم