خ
عمر خیام
~۴۳۹ – ۵۲۶ ه.ق | نیشابور
رباعیفلسفهریاضیاتنیشابور

درباره خیام

غیاث‌الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری، ریاضیدان، فیلسوف و شاعر بزرگ ایرانی بود. او در نیشابور زاده شد. خیام در ریاضیات از پیشگامان حل معادلات درجه سوم بود و اصلاح تقویم ایرانی را انجام داد.

رباعیات خیام با ترجمه‌های ادوارد فیتزجرالد در قرن نوزدهم در سرتاسر جهان شهرت یافت. اشعار او پر از تأمل در بودن و نبودن، گذر زمان و لذت لحظه‌هاست.

آثار اصلی

  • رباعیات (نسخه‌های مختلف)
  • جبر و مقابله (ریاضی)
  • نوروزنامه
  • زیج ملکشاهی (تقویم)

رباعیات خیام

تأمل در هستی، گذر زمان و لحظه‌های زیبای زندگی

خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماه‌رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
این کهنه رباط را که عالم نام است
آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی است که واماندهٔ صد جمشید است
قصری است که تکیه‌گاه صد بهرام است
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
یک قطره آب بود با دریا شد
یک ذره خاک با زمین یکتا شد
آمد شدن تو اندر این عالم چیست
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
ما لعبتکانیم و فلک لعبت‌باز
از روی حقیقتی نه از روی مجاز
بازی‌چه همی‌کنیم بر نطع وجود
افتیم به صندوق فنا یک‌یک باز
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند به روز
گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
وندیشه هفتاد و دو ملت ببرد
پرهیز مکن ز کیمیایی که از او
یک جرعه خوری هزار علت ببرد
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
می نوش که بعد از من و تو ماه بسی
از سلخ محرم آید و از اول قوسی
زنهار که سرمایهٔ آسایش و عیش
وین نقد روان مصرف هر ناکسی
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
گر دست دهد ز مغز گندم نانی
وز می دو منی ز گوسفندی رانی
با لاله‌رخی نشستن از دشت به در
عیشی بود آن نه حد هر سلطانی
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
چون عمر به سر رسد چه شیرین چه تلخ
پیمانه چو پر شود چه بیش و چه کم
می نوش که بعد از من و تو ماه بسی
خواهد دمید و کس نخواهد دم زد
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
این بحر وجود آمده بیرون ز عدم
کس نیست که این سر وجود آرد دم
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زان روی که هست کس نگشتست کلم
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
خوش باش که پیش از ما بسی بوده‌اند
در زیر زمین لاله‌رخان خفته‌اند
می نوش و گل افشان که بسیار امشب
ماهی که تو را بود در آسمان بوده‌اند
خیامرباعیات خیامقرن پنجم
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
زیر طبق آسمان‌نما خواهی رفت
می نوش ندانی از کجا آمده‌ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
خیامرباعیات خیامقرن پنجم